
زندگی همین الان است
زندگی کن
شاید فردای نباشد!!

دکتر علي شريعتي انسانها را به چهار دسته تقسيم کرده
است:
1. آناني که وقتي هستند هستند وقتي که نيستند هم نيستند
عمده آدمها. حضورشان مبتني به فيزيک است. تنها با
لمس ابعاد جسماني آنهاست که قابل فهم ميشوند. بنابراين اينان تنها
هويت جسمي دارند
.
را به ازاي چيزي فاني واگذاشتهاند.
بي شخصيتاند و بي اعتبار. هرگز به چشم نميآيند. مرده و زندهاشان يکي است
از حضورند و در نبودنشان هم تاثيرشان را مي گذارند. کساني که هماره به
خاطر ما ميمانند. دوستشان داريم و برايشان ارزش و احترام قائليم
.
و با شکوه اند که ما نميتوانيم
حضورشان را دريابيم. اما وقتي که از پيش ما ميروند نرم نرم آهسته آهسته
درک ميکنيم. باز ميشناسيم. مي فهميم که آنان چه بودند. چه مي گفتند و
چه مي خواستند. ما هميشه عاشق اين آدمها هستيم . هزار حرف داريم
برايشان. اما وقتيدر برابرشان قرار ميگيريم قفلبر زبانمان ميزنند. اختيار
از ما سلب ميشود. سکوت ميکنيم و غرقه در حضور آنان مست مي
شويم و درست در زماني که ميروند يادمان مي آيد که چه حرفها داشتيم
و نگفتيم.
شايد تعداد اينها در زندگي هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.
آه...
سهم من اینست
سهم من اینست
سهم من،
آسمانیست که آویختن پرده ای آنرا از من میگیرد
سهم من پایین رفتن از یک پله متروکست
و به چیزی در پوسیدگی و غربت و اصل گشتن
سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست
و در اندوه صدائی جان دادن که به من میگوید:
((دستهایت را
دوست میدارم))
می خواهم با کسی رهسپار شوم که دوستش می دارم
نمی خواهم بهای این همراهی را با حساب و کتاب بسنجَم
یا در اندیشه خوب و بَدَش باشم.
نمی خواهم بدانم دوستم می دارد یا نه.
می خواهم بروم با آنکه دوستش می دارم.![]()


چون پناه بود![]()

او را از من گرفتند بی آن که بدانند با من چه می کنند
گناهی بر آنان نیست مقصر منم.
سر راهم سبز شدند و آسان بردندش
گناهی بر آنان نیست مقصر منم.
کسی او را نگرفت خودم دادمش.........چه آسان و ساده
مقصر منم.
او را از دست دادم و به بیهودگی رسیدم...در تاریک ترین لحظه ها به روشنایی اش دادم و در تنها ترین اوقات به آنها سپردمش.
سکوتم از دستم رفت و گناه از دست رفتنش بر من است
آری مقصر منم![]()
است که هر روز در ان مینگری......چشمان تو قبله عشق من است من به
ان مینگرم وزیر سایه بان ابروهایت به خواب میروم.خوابی عمیق به عمق
اقیانوس. در مهربانی لبهایت خنده می روید. در خمار چشمانت عشق غنچه
ترد لبانت را چشیدم و بوییدم گل بلورین تو را تا اعماق وجودم
با جمله جاری میشوم احساسم در کالبدی سپید![]()
دست نیافتنی است که با آن زندگی می کنم. گاه یک نگاه آنچنان سنگین
است که چشمانم رهایش نمی کند.گاه یک عشق آنقدر ماندگار است که
فراموشش نمی کنم ![]()
![]()
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم
چشم به راه بودن عادت نکند ؛ بیاموز که به در خیره نماند. به چشمانت
بیاموز که برای هر کسی بیخواب نشود. به زبانت بیاموز که هر اسمی
ارزش جاری شدن ندارد. به زبانت بیاموز به هر کسی نگوید دوستت دارم.
به لبانت بیاموز هر لبی ارزش بوسیدن ندارد. به پاهایت بیاموز هر راهی
ارزش رفتن ندارد. به آن دو بیاموز که به رفتن عادت نکند . به اشکهایت؛ آن
مروارید ها که بسیار عزیزهستند بیاموز که برای هر کسی نریزند. به
دستانت بیاموز ؛ به آن دو بیاموز که هر دستی ارزش لمس کردن را ندارد. به
قلبت بیاموز همیشه عاشق باشد ولی عاشق هر کسی نباشد ![]()
کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غصه ی فردا نبود کاش بودی تا برای قلب من زندگی این
گونه بی معنا نبود کاش بودی تا لبان سرد من بی خبر از موج و از دریا نبود.
ای دوست دلت همیشه زندان من است آتشکده عشق تو از آن من است آن روز که لحظه
وداع من و توست آن شوم ترین لحظه پایان من است
اگر می بینی عاشق تو هستم ، دیوانه تو هستم ، و تمام فکر و زندگی من
تو شده ای
به خدا بدان که این دست خودم نیست!
اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است و دستانم سرد است و
اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت و پر از غم و غصه
است بدان که این دست خودم نیست!
دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم میبینم و به یاد تو
می باشم.
دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم ، دستانت را
بگیرم ، بر
لبانت بوسه بزنم و تو را در آغوش خودم بگیرم!
به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می اندازم و ستاره ای
درخشان را میبینم و به یاد تو می افتم!
دست خودم نیست که هر سحرگاه به انتظارت مینشینم تا در آسمان دلم
طلوعی دوباره داشته باشی![]()
تقويم عشق حرفي از يک روز باراني نداشت کاش! مي شد راه سخت عشق را بي
خط پيمود و قرباني نداشت...![]()
%20of%201036-003-69-1040.gif)
هاي بدون مهتاب و لحظه هايي كه ثانيه به ثانيه ميگذرند نيست .پس اي دوست
بشنو صداي دلتنگي مرا
%20of%20LB001343.jpg)
چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ وغم انگيز
است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن ای كاش
ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشكيباست
ویلیام شكسپیر میگه : زمانی كه فكر می كنی تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری
یكی یه گوشه دنیا هست كه واسه دیدنت لحظه شماری می كنه
اين عشقي که به من بخشيدي براي هميشه زنده خواهد ماند تو هميشه آنجا
هستي ،هنگاميکه فرو افتم ضعف مرا مي ستاني و به من نيرو وقدرت مي بخشي
و براي هميشه دوستت خواهم داشت و در کنارت مي مانم همچو فانوسي در
تاريکترين شبها بالهايي خواهم بود، که در طول پرواز ياري ات خواهم کرد و در طوفان
سر کش ،سر پناهي براي تو خواهم بود ...